جمهور تن
جمهور تن
۲۰ شهریور ۱۳۹۸
در گود کلمات
در گودِ کلمات
۳۰ شهریور ۱۳۹۸

بدباوری به باور سارتر

در ادامه بررسی تبعات عاطفی و روانی باور به جبر یا اختیار، پس از بررسی نظر نیچه درباره «عشق به سرنوشت» اکنون نقطه مقابل این دیدگاه را در اندیشه سارتر بررسی می‌کنیم و به موضوع بدباوری و خودفریبی می‌رسیم.
آری گفتن به مکتوب و اجتناب ناپذیر آن‌گونه که نیچه توصیف می‌کرد، می تواند خلسه‌ای خیس از اشک به ارمغان آورد اما خلسه و سرگیجه دیگری هم هست:
آن‌زمان که در لحظات سکوت و تنهایی نزد خود اعتراف می‌کنیم که می‌شد سرنوشت را طوری دیگری رقم بزنیم و هر چه مکتوب است را ما خود نوشته‌ایم.

 

دیدگاه مقابل این اندیشه را در ویدیویی درباره نیچه تماشا کنید
نگاهی به زندگی و اندیشه ژان پل سارتر

3 دیدگاه

  1. Mahsa گفت:

    من فکر میکنم دیدگاه سارتر و نیچه در تقابل هم نیست. بحث بر سر خوش باوری یا بدباوری نیست بلکه آنچه مهم است پذیرش است. پذیرش آنچه قابل تغییر نیست و تلاش برای تغییر هرآنچه که قابل تغییر است. پذیرش آرامش را به ارمغان می آورد و تلاش بهبودی را.

  2. Mahsa گفت:

    و هم چنین به گمانم نیچه و سارتر هر دو از پذیرش حرف میزنند. نیچه پذیرش در مقابل غم را بیان کرده و سارتر پذیرش در مقابل انکار را. پذیرش در مقابل غم آرام کننده است و پذیرش در مقابل انکار در وهله اول سخت و مشوش کننده . هر دو مورد نیاز اند و ضروری. اما فقط پذیرش در مقابل انکار کمی دیرتر اثر آرام بخش خود را نمایان می سازد. و به قول سنکا انسان در انکار بیش از واقعیت رنج می برد.

  3. فروغ گفت:

    با سلام

    تغییر در روش زندگی مستلزم جراحی است
    جراحیِ هرآنچه موجب درد و آلام ماست
    ولی
    جراحی در کوتاه‌مدت خونریزی و درد حاد دارد

    ما درد بلندمدت را که با آن سازگار شده‌ایم می‌پذیریم
    اما طاقت جراحی نداریم.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

15 + نوزده =