فریدریش هایک و اقتصاد نئو لیبرال
۱۴ بهمن ۱۳۹۷
آدمها را با درآمدشان یکی فرض نکنیم
۱۸ بهمن ۱۳۹۷

تاریخ جهان: تمدن بین‌النهرین

در سومین مبحث از تاریخ جهان به تمدن بین‌النهرین می‌رسیم. پنج هزار سال پیش در سرزمین «میان‌رودان» یا بین‌النهرین-میان دو رودخانه دجله و فرات-شهرها شروع به سربرآوردن کردند، همانگونه که در دره‌ی رود سند اتفاق افتاده بود. این شهرهای ابتدایی بین‌النهرین دارای نظامی بودند که‌ می‌توان آن را به نوعی سوسیالیسم یا مالکیت اشتراکی خواند. به این ترتیب که کشاورزان محصولاتشان را به  انبار های عمومی‌ می‌سپردند و از آنجا کارگران، فلزکاران، معماران و دیگران به صورت سهمی از غلّه، حقوق‌ می‌گرفتند. بنابراین اگر شما در یکی از این شهرها زندگی‌ می‌کردید‌ می‌توانستید شغلی به غیر از چوپانی و کشاورزی داشته باشید.

 به خاطر این شکلِ ابتدایی سوسیالیسم بود که شما‌ می‌توانستید قوت و غذای آبرومندانه‌‌ای ‌‌داشته باشید، اما با وجود اینکه شما‌ می‌توانستید به برکت امکانات کشور، گله‌داری را رها کنید، بسیاری از مردم چنین تمایلی نداشتند. یکی از میراثهای باقی بین‌النهرین این درگیری و چالش ابدی میان شهر و کشور است.

این نزاع و حس دوگانه در هنر جاودانه شده است از جمله در درگیری اِنکیدو و گیل‌گَمِش در حماسۀ «گیلگمش». گیلگمش یکی از قدیمی‌ترین آثار ادبی جهان است. ما آخرِ این حماسه را لو نخواهیم داد کافی است بگوییم که در نبرد نهایی بین کشور و شهر این شهر‌ها ‌‌بودن که برنده‌ می‌شدند.

گیلگمش و انکیدو

اما چنین دولت-شهرهایی چه حال و روزی داشتند؟ اجازه دهید به یکی از این دولت-شهر‌ها ‌‌نگاهی بیندازیم: زادگاه گیلگمش، اوُروُک. اوروک شهری بود با دیوارهای بلند، خطوط زه‌کشی و فاضلاب و لوله های آبرسانی گسترده و چندین معبد عظیم که به آنها زیگوُرات‌ می‌گفتند. کاهنان این معابد بدواً تمام قدرت را در اختیار داشتند زیرا‌ می‌توانستند مستقیماً با خدایان گفت و گو کنند. این هنر مفیدی بود زیرا خدایان بین‌النهرین بسیار بد اخلاق بودند و حتی گاهی رسماً بی‌ادب!

 بنابر اسطورۀ گیلگمش یک بار خدایان از خشم به حد جنون رسیدند چرا که انسانها در ساعت خوابِ آنها بیش از حد سر و صدا راه انداخته بودند، پس خدایان تصمیم گرفتند بشریت را با یک توفان و سیل نابود کنند. دجله و فرات رودهای بسیار خوبی هستند اما بین‌النهرین هیچ شباهتی به درۀ رود سند ندارد (با طغیانهای منظم رود سند، آبیاری آسان است). برای آنکه دجله و فرات را برای آبیاری آماده کنند کار تعداد زیادی از بردگان لازم بود؛ کشتی‌رانی در رودخانه‌ها ‌‌مشکل است و طغیان های آن قابل پیش بینی و منظم نیستند و اغلب خسارت به بار می آورند.

 با توجه به اینکه رفتار رودها باعث‌ می‌شد منطقۀ بین‌النهرین مدام بین توفانهای ویرانگر و خشکسالی های وحشتناک در نوسان باشد، کاملاً قابل درک است که این تصور از خدایان به عنوان موجوداتی دمدمی مزاج و غیر قابل پیش بینی ایجاد شود. در چنین شرایطی کاهنهایی که بتوانند با آیین‌ها ‌‌و مراسم خاصی کمی از خشم خدایان کم کنند، آدمهای بسیار مفیدی محسوب‌ می‌شوند.

زیگورات چغارنبیل در خوزستان-نزدیک شهر باستانی شوش

 اما تقریباً هزار سال پس از آنکه نخستین معابد در شهرهایی همچون اوروک بنا شدند، سازه‌‌ای ‌‌رقیب خودنمایی کرد؛ کاخ.

مسئولیت رفاه و موفقیت نظامهای اجتماعی کم کم از خدایان به مردم محول شد؛ تغییر محوری در قدرت که مدام در طول تاریخ بشر نوسان کرده است و شاید هم اکنون به یک نتیجۀ قطعی و نهایی رسیده باشد. اما در رخدادی در جهت معکوس، باز‌ می‌بینیم که این پادشاهان که احتمالاً در ابتدا فرماندهانی نظامی یا زمین‌داران ثروتمندی بودند، نقشی نیمه مذهبی بر عهده گرفتند. این نقش معمولاً با ازدواج این فرماندهان نظامی با کاهنه‌های معابد اتفاق‌ می‌‌افتاد. بنابراین شاهان بر رهبران مذهبی غالب شدند و نهایتاً خودشان را کاهن اعلام کردند.

بین‌النحرین نوشتن را به بشریت هدیه کرد به ویژه رسم الخط بخصوصی به نام خط میخی. نخستین کاربرد این خط اشعار عاشقانه نبود بلکه ثبت معاملاتی مثلاً از جنس گندم و بز بود. اهمیت خط و نوشتن بر همه آشکار است اما اجازه دهید سه نکته را در اینجا مشخص کنیم:

 ۱-خط و نوشتن از آن چیزهایی نیست که هرکس بتواند از عهدۀ آن برآید. بنابراین یک نظام طبقاتی به وجود‌ می‌آورد، واقعیتی که تا امروز هم وجود دارد. نظام های شکار و گردآوری کم و بیش برابر و مساوات خواه بوده‌اند. اما جوامع بین‌النهرین برده‌داری‌ می‌کردند و  از جمله ورزشی شبیه چوگان داشتند که  تمثیل خوبی برای نظام طبقاتی است؛ در این ورزش آنها به جای آنکه بر اسب‌ها ‌‌سوار شوند سوار آدم های دیگر‌ می‌شدند. خط و نوشتن به افزایش شکاف میان طبقات مختلف اجتماع کمک کرد.

۲-زمانی که خط مکتوب داشته باشید رسماً وارد تاریخ شده‌اید، به جای آنکه حدس بزنید و باستان شناسی کنید. اما چرا خط در بین‌النهرین به وجود آمد ؟ باید گفت هلال حاصلخیز (بین‌النهرین) هر چند که حاصلخیز است اما تقریباً از هرچیز دیگر که فکرش را بکنید، بی‌بهره است. آنها برای ساخت ابزار  نیاز به فلز، برای ساخت مجسمه به سنگ و برای گرم شدن به چوب نیاز داشتند و بنابراین‌ می‌بایست تجارت‌ می‌کردند.

این تجارت نهایتاً منجر به  تشکیل یکی از نخستین پادشاهی‌ها ‌‌شد که نهایتاً بسیار قدرت گرفت و با قلمرو‌های دیگر ادغام گردید. پس بنابراین دورۀ  دولت-شهرها در بین‌النهرین در حدود ۲ هزار سال پیش از میلاد پایان یافت؛ احتمالاً دلیل آن خشکسالی و تغییر مسیر رودها بود که باعث شد اقوام کوچ‌نشین وگله‌دار وارد صحنه شوند و به شهرهایی که از نظر زیست محیطی ضعیف شده بودند، غلبه کنند. این کوچ نشینان سپس خود در شهرها ساکن شدند، آن‌گونه که معمولاً در چرخه‌های تاریخی اتفاق‌ می‌افتد، مگر آنکه مغول باشید (استثنا مغولها مدام در این مجموعه درسهای تاریخ تکرار می‌شود). این شهرهای جدید بین‌النهرین مشابه پیشینیان بودند از این نظر که معبد داشتند، خط و نوشتن داشتند، و صاحب داستانهایی بودند که در آنها از خود تجلیل و تحسین‌ می‌کردند، اما از جهاتی هم با شهرهای پیشین تفاوت داشتند. نخست آنکه سوسیالیسم اولیه (نظام اشتراکی)با چیزی جایگزین شد که بسیار شبیه کسب و کارها و مالکیت خصوصی بود؛ در این حالت شما‌ می‌توانستید هر چقدر میل دارید تولید کنید اما باید بخشی از آن را به دولت‌ می‌دادید؛ چیزی که به آن مالیات‌ می‌گویند. آدم‌ها ‌‌معمولاً دلِ پُری از مالیات دارند اما از قرار مالیات در ایجاد نظم و ثبات اجتماعی نقش بسیار مهمی داشته است.

نظام سیاسی هم به شدت تغییر کرد از این جهت که رؤسای قبایل اولیه حالا دیگر به شاهانی تمام عیار تبدیل شده بودند که سعی‌ می‌کردند قدرتشان را به ورای دیوارهای شهرشان گسترش دهند و همین‌طور پادشاهی را برای پسرانشان به ارث‌ می‌گذاشتند. یکی از مشهورترینِ این پادشاهان اولیه حَمورابی است. حمورابی در پادشاهیِ جدید بابل از ۱۷۹۲ تا ۱۷۵۰ قبل از میلاد حکومت کرد. مهم‌ترین علت شهرت حمورابی قانون اوست قانونی که در آن همه چیز را مشخص کرده بود از جمله میزان حقوق کسانی که گاوآهن را در زمینها ‌‌می‌راندند تا مجازات کسانی که چشمی را کور‌ می‌کردند و باید چشمشان کور‌ می‌شد. قانون حمورابی‌ می‌توانست بسیار خشن باشد مثلا اگر معماری خانه‌‌ای ‌‌می‌ساخت که فرو‌ می‌ریخت و پسر صاحب‌خانه را‌ می‌کشت، مجازات این بود که پسر معمار را بکشند!

 هرچند که این قانون خشن بود اما یکی از دستاوردهای آن این بود که اصل برائت را جا انداخت، به آن معنا که تا گناه ثابت نشود نمیتوان کسی را مجازات کرد. حمورابی در این قانون خود را در دونقش تصویر کرد که باید تا امروز آشنا بنظر برسد به ویژه در مسیحیت: چوپان و پدر. در این قانون حمورابی‌ می‌گوید: «من چوپانی هستم که صلح آورده است. سایۀ رحمانیت من بر سر شهر‌ها ‌‌گسترده است. من مردمان سومِر و اَکَد را در امن و امان بر زانوان خود نشانده‌ام». این جا باز‌ می‌بینیم که قدرت برای حفظ نظم اجتماعی به انسانها ‌‌محول شده است نه خدایان.

هر چند که قلمرو پادشاهی بابل از همۀ دولت-شهرهای پیشین قدرتمندتر بود و هرچند که احتمالاً شهر بابل در طول حکومت حمورابی پرجمعیت‌ترین شهرِ منطقه بود، باز هم توسط اقوامی که پیش‌تر کوچ‌نشین بودند، فتح شد: کاسیتها. مسئلۀ قلمروهای پادشاهی بین‌النهرین آن بود که آنها بر پایۀ گرفتن مالیات از فقیر‌ترین مردمان بنا شده بودند. آنها همچنین باید در ارتش خدمت‌ می‌کردند. همین‌ها باعث‌ می‌شد که این مردم پادشاهان خود را چندان دوست نداشته باشند و بنابراین هر زمان اقوام مهاجمی از راه‌ می‌رسیدند، مردم این سرزمین‌ها ‌‌از آنها استقبال‌ می‌کردند.

Royal palace in Nineveh, the oldest and most-populous city of the ancient Assyrian empire, situated on the east bank of the Tigris River and encircled by the modern city of Mosul, Iraq. Wood engraving, published in 1886. کاخ شاهی در شهر نینوا-پرجمعیت ترین شهر امپراطوری آشور در ساحل شرقی دجله

این داستان بر قرار بود تا آنکه آشوری‌ها ‌‌سر رسیدند؛ آشوریها  گوی شهرت را در وحشی‌گری از همۀ اقوام قبلی ربودند. اما آشوری‌ها ‌‌میراثی را به گذاشتند که شاید مهم‌ترین و ماندگارترین شکل نظام سیاسی در تاریخ جهان باشد: امپراطوری.

مهم‌ترین مشکل امپراطوری‌ها ‌‌طبق تعریف آن است که متنوع هستند و از اقوام زیادی تشکیل شده‌‌‌اند، ‌‌بنابراین متحد کردن آنها دشوار است. بهرحال از سال ۹۱۱ پیش از میلاد امپراطوری جدید آشور از شهرهای زادگاه خود (آشور و نینوا) پا فراتر گذاشت و تمام بین‌النهرین را در اختیار گرفت، به ساحل شرقی مدیترانه دست یافت و حتی در ۶۸۰ پیش از میلاد به مصر رسید! آنها این کار را به برکت وحشیانه‌ترین ترسناک‌ترین و کارآمدترین ارتش تاریخ انجام دادند. ژنرالها ‌‌بر اساس شایسته‌سالاری انتخاب‌ می‌شدند نه خانوده و نه نسَبشان. از دیگر ویژگی‌های آنها این بود که صدها هزار نفر را از سرزمین اصلیشان کوچ‌ می‌دادند و کارگران را از جایی به جایی دیگر منتقل‌ می‌کردند تا به نیاز‌ها ‌‌رسیدگی کنند.

 همچنین مُثله کردن شورشیان از دیگر تفریحات آنها بود. از جمله به طور ویژه به بریدن دماغ علاقه داشتند. در کنار اینها تجاوز، قتل و خراب کردن خانه‌ها ‌‌هم وجود داشت که همه آنها به نام آشور خدای بزرگ آشوریان انجام‌ می‌شد؛ آشور بود که دنیا را سرپا نگه‌ می‌داشت و تا زمانی که فتح و فتوحات ادامه‌ می‌یافت، این نظم برقرار بود. اما بر طبق سنت چنانچه کشورگشایی متوقف‌ می‌شد دنیا به پایان‌ می‌رسید و رود خون و رود اشک و آه به راه‌ می‌‌افتاد: این گونه است که آخرالزمان فرا‌ می‌رسد.

آشوری‌ها ‌‌این جهان‌بینی را با تبلیغات خود و در معماری باشکوه و عظیم خود تکرار‌ می‌کردند؛ این که پادشاهان آنها چقدر باشکوه و عظمت‌اند تا شهروندان امپراطوری را به سر سپردگی و حس حقارت وادارند. اما چه بر سر آشوریان آمد؟ آنها امپراطوری خود را به فراتر از قدرت دسترسی جاده‌هایشان ‌‌گسترش دادند بنابراین نظام مدیریتی مختل و دشوار شد. اما از آن مهم‌تر وقتی جهان‌بینی شما بر این پایه استوار باشد که در صورت شکست شما دنیا به پایان خواهد رسید، کافی است یکبار در جنگ شکست بخورید تا دنیا به پایان برسد! این واقعه نهایتاً در سال ۶۱۲ پیش از میلاد رخ داد؛ شهر نینوا فتح شد و امپراطوری جدید آشوری به پایان آمد. اما اندیشه‌ی تشکیل امپراطوری تازه آغاز شده بود…

 

بخش دوم-تمدن دره رود سند

بخش چهارم- تمدن مصر باستان

مترجم: دکتر ایمان فانی

ترجمه از مبحث تاریخ کانال CrashCourse

لطفا در نقل تمام یا بخشی از مطالب حتما لینک مستقیم مطلب و نام مترجم را ذکر کنید.

هلال حاصلخیز-زادگاه تمدن های بین‌النهرین

6 دیدگاه

  1. سینا گفت:

    بسیار عالی
    لطفا توجه بفرمایید که بین النهرین صحیح است نه بین النحرین

  2. Hooman گفت:

    بسیار عالی
    امیدوارم موازی مطالب تاریخی که به زیبایی ترجمه شده
    درباره افسانه های این اقوام هم مطلب بزارید…
    افسانه ها ، افکار و جهان بینی یک ملت رو نشون میده و بخصوص در ناحیه بین النهرین یک جور سیر ادیان و تحول این افسانه ها تا امروز رو نشون میده…

  3. حمید احمدی گفت:

    سلام.وقت بخیر .تشکر از کانال خوب و مطالب ارزشمند شما.من پیرو بحث جغرافیای سیاسی بعد از قسمت سوم،در کانال دنبال تئوری مکیندر گشتم ولی متاسفانه نتونستم پیداش کنم.اگر راهنمایی بفرمایید ممنون میشم

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − هفت =