تاریخ چین در سنتهای چینی
تاریخ چین در سنتهای چینی
12 دسامبر 2019
عصر مفرغ مقدمه و معرفی
عصر مفرغ مقدمه و معرفی
16 دسامبر 2019

سیستمهای پیچیده و خرافات مدرن

سیستمهای پیچیده و خرافات مدرن

 

خرافات مدرن و نظریه پیچیدگی

 

«هر آنچه را که با آن روبرو شویم، نمی توانیم تغییر دهیم. اما برای آنکه بتوانیم چیزی را تغییر دهیم، ناچاریم اول با آن روبرو شویم.»
جیمز بالدوین
چند وقت پیش کاریکاتوری دست به دست می گشت درباره پزشکی که در عکس دست بیمار یک شکستگی استخوان دیده بود و  به بیمار اطمینان می داد که با فوتوشاپ درستش می‌کند!
در روانشناسی طنز، برای آنکه چیزی خنده دار باشد حتما لازم است به نوعی ارتباط خود را با حقیقت حفظ کند. می توان تناسبات را تغییر داد و واژگونه کرد ولی هر دورغ بزرگی الزاما خنده دار نیست. آنچه طنز فوتوشاپ و عکس استخوان را خنده دار می کند، باور اغراق آمیز ما به قدرت فناوری و علوم مدرن است. اینکه هر وقت بخواهیم می توانیم در قسمت ستینگ بعضی آپشن ها را تیک بزنیم یا تیکشان را برداریم. در این مقاله توضیح می دهم چگونه این باور اغراق آمیز و ظاهراً بی ضرر از مجموعه خرافات همه اعصار و قرون گذشته ویرانگر تربوده است.
از یک نظر، از یک نظر خیلی مهم، تاریخ بشر را می توان به دو دوره تقسیم کرد و دست بر قضا شباهت میان این دو دوره از تفاوت میانشان بیشتر است.
دوره نخست، همه آن تاریخ دور و درازی را شامل می شود که در آن بشر نیروهای طبیعت را به خدایان نسبت می داد؛ زمین بر گرده لاک پشتی سوار بود، باران، لطف خدایان یا اشک خدایان بود. صاعقه در اثر جر و بحث ایزدان رخ می‌داد، زلزله وقتی می شد که خدای زیر زمین از این پهلو به آن پهلو می غلتید. بیماری حلول ارواح خبیثه و مردن کار فرشته مرگ بود.
در روزگارما انسان شهرنشین و درس خوانده کم و بیش در هر کجای جهان آن دوره تاریخی را با نام عصر خرافات شناسایی می کند و به آن لبخند می زند. اما لبخند زدن به خرافات مردمان اعصار دیگر همیشه ساده است…
دوره دوم تاریخ بشر انقلاب علمی است؛ با انقلاب علمی دو اتفاق مهم افتاد، اول: علت فیزیکی، شیمیایی و زیستی بسیاری از پدیده ها کشف شد و توضیحات ماورالطبیعی پایان یافت. اینطور فرض شد که پدیده هایی که هنوز نشناخته ایم هم علت طبیعی دارند و کشف خواهند شد. تا اینجای کا را بیشتر ما قبول داریم.
اما  اثردیگر انقلاب علمی کنترل و هدایت بعضی پدیده ها در جهت منافع بشر بود. ساخت واکسن، انتی بیوتیک و روش جراحی استریل در پرشکی، ساخت پلیمرهای نفتی، فناوری هسته ای و علوم کامپیوتر همگی بر پایه قدرت دخل و تصرف  در طبیعت ممکن شدند. اما مشکل این بود که نسبت پدیده هایی که شناختیم و کنترل کردیم به نسبت پدیده هایی که شناختیم اما نتوانستیم کنترل کنیم، ناچیز است:
بسیاری از راههایی که به مرگ بیولوژیک منتهی می شود را شناختیم اما مرگ ادامه یافت و حتی بیشتر شد. نتوانستیم زندگی خلق کنیم یا بیماری را ریشه کن کنیم، نتوانستیم آب و هوا و زلزله و آتش سوزی جنگلها را کنترل کنیم. نتوانستیم نظامهای سیاسی بی عیب و نقص خلق کنیم و حتی بحرانهای اقتصادی را پیش بینی کنیم. نتوانستیم هیچ سوختی را در مقیاس وسیع بطور کامل جایگزین هیدروکربن‌ها کنیم.
خرافات دوره دوم تاریخ بشر این است: بر اساس کارهایی که توانستیم انجام دهیم، فرض کردیم که در آینده ای نه چندان می توانیم همه کار بکنیم. دستاوردها را جدی و بزرگ و ادامه دار فرض کردیم.
در دوره اول طبیعت را قلمرو خدایان می دانستیم. در دوره دوم طبیعت را ارث پدر و موش آزمایشگاهی فرض کردیم. تصور کردیم آنقدر زمان داریم که با آزمون و خطا از هر بن بستی خارج شویم.
بخشی از این توهم حاصل هیجانزدگی از علوم کامپیوتر بود، سر و صدای آنلاین میلیاردها انسان را با پیشرفت اشتباه گرفتیم.
یکی از شاخه های نوپای دانش، نظریه پیچیدگی و سیستمهای پیچیده است. بر این اساس یک سیستم حتی اگر میلیونها قطعه داشته باشد اگر عملکرد هر قطعه مشخص باشد و خروجی نهایی سیستم هم معین باشد، این سیستم را مرکب compound یا می دانیم  و نه پیچیده یا complex.
جتهای جنگی پیشرفته، نیروگاههای هسته ای، الگوریتمهای گوگل و یوتیوب همه در زمره سیستمهای مرکب اند، (خروجی مورد انتظار درمورد آخر بیشترین زمان تماشاwatch time   و engagement  مخاطب است.)
در مقابلِ سیستمهای مرکب، در سیتسمهای پیچیده مانند بدن انسان، نظام اقتصادی، آب و هوا خروجی مشخص نیست. اجزا نه تنها زیادند بلکه واکنش شان قابل پیش بینی نیست. در بدن انسان اصلاح قند و سدیم در شرایط کمبود آن می تواند نتیجه معکوس دهد و بیمار را بکشد. در نظام اقتصادی رکود و بحران بعدی هرگز قابل پیش بینی نبوده و نیست. در اقلیم یک دهم درجه افزایش دمای زمین ده ها فید بک مثبت را بیدار می کند که تا میلیونها سال بازگشت به تعادل ممکن نیست.
مدتی است که درباره پروژه ژنوم انسانی چیزی نمی شنویم. تصور می شد این صد هزار ژن مانند یکی از ان روزنامه های زرد قابل خواندن باشد. اکنون می دانیم که فنوتیپ انسانی در میان سطرهای این صد هزار ژن نوشته شده.
واقعیت این است که حقارت انسان در برابر سیستمهای پیچیده از حقارت انسان عصر شکار در برابر خدایان کمتر نیست.
در دوره اول خرافات، انسان طبیعت را ماورا طبیعی و در دوره دوم خرافات، طبیعت را مادون طبیعی و فتح شدنی تصور کرد.
خرافات عصر ما این است که تصور می کنیم با آب پاش می توانیم آتش همه جنگلهای جهان را خاموش کنیم، با جاروبرقی می توانیم دی اکسید کربن را از جو جارو کنیم، با اسفنج سیلابها را بخشکانیم، همه محتویات مغشوش و بی ارزش ذهن انسان را در کلاود بارگذاری کنیم، با اینترنت جهان را دموکراتیزه کنیم، در سیاره ای محدود، رشد نامحدود اقتصادی ایجاد کنیم و با فوتوشاپ شکستگی های استخوان را ترمیم کنیم.
طنز ماجرا اینجاست که خرافات دوره اول تاریخ بشر به باستان پنداری و عظمت نیاکان متکی بود، خرافات عصر علم هم کاملا و مو به مو یک پدیده گذشته نگر است و با فرض ادامه معجزات علمی دوره های درخشان پیشین به حیات خود ادامه می دهد. درست مانند دوره اول خرافات که هر چه اوضاع بدتر شد، مردم در خرافات خود راسخ تر شدند، حالا هم هر چه زوال کامل تر می شود، فیلمهای علمی تخیلی و نظریات فیوچریستی اغراق آمیزتر و خوش بینانه تر می شوند.
غافل از آن که منابع مالی، اراده سیاسی و نظم اجتماعی که برای کشف و کنترل پیچیدگی ها لازم است، خود اولین چیزی است که دررفتارهای غیر قابل پیش بینی و پیچیده طبیعت قربانی می شود.
قرن بیست و یکم قرن خرافات مدرن و قرن سقوط آزاد و همه جانبه از پیچیدگی به سادگی خواهد بود.
نویسنده: ایمان فانی

 

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × 4 =