۰۲ خرداد ۱۳۹۸

دو جغرافیا، دو شهر، دو جغرافیای سیاسی

دو جغرافیا، دو شهر، دو جغرافیای سیاسی فریدریش رتزل جغرافی‌دان و مردم‌شناس آلمانی با تئوری ارگانیک  و هالفورد مکیندر جغرافی‌دان و جانورشناس انگلیسی با نظریه هارتلند را می‌توان بنیانگذار دانش جغرافیای سیاسی دانست که مبنای عملکرد نظامی و برنامه ریزی دیپلماتیک تقریبا تمام کشورهای جهان به ویژه انگلیس و آمریکا در طی قرن بیستم و بیست و یکم بوده است. با این وجود افراد غیر متخصص درباره این علم کمتر شنیده‌اند و درک و تحلیل خود از سیاست را بر پایه اخبار روز و رسانه یا فلسفه نظری و علوم سیاسی آرمانگرا و رمانتیک گذاشته اند.  این مجموعه دعوتی است برای درک علمی و غیر عاطفی از سیاست. درکی دراز مدت و عمیق که بدون شک برداشت شما را از سیاست متحول می کند و تمام دوگانه های سیاسی مانند چپ و راست، شرق و غرب، سوسیالیسم و کاپیتالیزم، کمونیزم و امپریالیزم، دموکراسی و اتوکراسی را یا توضیح می دهد یا باطل و بی اعتبار می کند. کسانی که سفر کرده‌اند و در جغرافیاهای گوناگون زندگی کرده و با فرهنگهای متنوع تماس داشته‌اند، برای رسیدن به این درک علمی آماده‌ترند. در عین حال این بینش به کسانی که مطالعه کافی در تاریخ دارند، کمک می کند که نقاط را به هم وصل کنند و نظم و تسلسل منطقی میان رویدادها برقرار کنند.
۱۹ اردیبهشت ۱۳۹۸
جغرافیا جبر نیست

جغرافیا جبر نیست

اولین باری که واژه «جغرافیا» را با «جبر» پیوند زدند خیانت بزرگی به این علم کردند. آنهایی که خاورمیانه را «چاهک دنیا» اسم گذاشته‌اند و واژه «جهان سوم» را بکار می برند، تلویحا دارند از جغرافیا برداشت جبرگرایانه می کنند. اما هیچ جغرافیایی فرصت مطلق یا تهدید مطلق نیست. البته اگر از ماهی انتظار داشته باشید که از درخت بالا برود، همواره ناامید می شوید! اما در این صورت مشکل از انتظار شماست نه از ماهی. درک علت پدیده ها باید منجر به آزادی بیشتر شود نه افسردگی و جبر. وقتی میکروب را کشف کردیم، نام «جبر میکروبیولوژیک» بر آن نگذاشتیم. نیوتون نام قوانین خود را «جبر ترمودینامیک» نگذاشت. جغرافیای ایران هم مانند هر کشور دیگری، مجموعه‌ای از فرصتها و تهدیدها را می آفریند که انتظار بازی در خلاف جهت آن تنها به سرخوردگی و کینه منتهی می شود. قدم اول آن است که درک کنیم جغرافیا جبر نیست و هیچ کشوری شبیه کشور دیگر نیست حتی اگر همسایه باشند.
۱۲ اردیبهشت ۱۳۹۸

جغرافیای سیاسی آلمان

جغرافیای سیاسی آلمان   جغرافیای سیاسی آلمان مثالی است از کاری که حمل و نقل آبی با یک کشور می کند:  از اصول نخستین جغرافیای سیاسی آن است که بدانیم حمل و نقل دریایی در مقیاس کلان، با تفاوتی بسیاربسیار زیاد، به راههای زمینی و هوایی ترجیح دارد. یکی از آن کشتی های باری که در تلویزیون دیده‌اید را اگر بخواهند بار قطار یا کامیون کنند، طول این قطار یا صف کامیونها، هفتاد مایل خواهد بود. هزینه حمل و نقل […]
۰۹ اردیبهشت ۱۳۹۸

جغرافیا چگونه به تاریخ و ذهنیت سیاسی ژاپن شکل داد؟

«بیایید اوراسیا را محاصره کنیم؛ ما از شمال غرب، شما از جنوب شرق!»   آرشیو مکاتبات دیپلماتیک انگلستان و ژاپن در پایان قرن نوزدهم و آغاز قرن بیستم نشان می دهد که ژاپن بطور فعال تشویق می شده تا به چین و روسیه حمله کند. استدلال این بود که انگلستان به عنوان جزیره‌ای در شمال غرب اروپا و ژاپن به عنوان جزیره‌ای در جنوب شرق آسیا سرنوشت جغرافیایی مشترکی دارند: هر دو ملتهایی دریانورد هستند که در جزیره خود از […]